خودی ات

اطلاع رسانی فعالیت های ادبی من

 
بين خودمون بمونه
نویسنده : samira karami - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٧/٢٦
 

يک عمر می توان از زلف يار گفت

در بند ان مباش که مضمون نمانده است

کنگره بين المللی ؟؟؟ صدای پای اب

من که مثل هميشه وسط های جلسه  رسيدم  جا تون خالی تار و پيانو برای اولين بار اين ترکيب را می ديدم هارمونی قشنگی گرفته بود

نمی دونم سهراب کجا بود توی جیپش دم در يا توی انارهای ريخته کف سالن فارابی (دانشگاه تهران دانشکده هنر های زيبا)چند جعبه ای انار و سيب خالی کرده بودن توی سن مثل سخنران هاش بود اقای پليس زاده ۲۰ يا ۳۰ سال پيش سر يه قضيه تصادف که اخرش هم نفهميدم چرا فرمون ماشين سهراب سمت راست بوده   پنج دقيقه با سهراب چای  خورده حالا  يک ساعت تمام  سخنرانی کرد !!!

منشی زاده:سهراب شعرهاش مهم نيست فقط خودش دلنشين است بر عکس  نيما که شعر هاش مهم است ولی دلنشين نيست

دستغيب که فکر می کنم جلسه را اشتباهی امده بود

يک موسيقی دان هم که به قول خودش چون اين همه جمعيت را ديده بود پشت تريبون امده بود و نمی دانست چه بگويد

عمران صلاحی  هم که همه اش به فکر سخنرانی ديگرش بود که عصر ی بايد می کرد

سعيد اذين که حسن ختام اين مثلا گزارش از مثلا کنگره شعری از يک شاعر اسپانيايی که خيلی خوشم امد

تو ای بزرگ ارام بگير

به احترام کوچکتر

که دنيا از ان اوست

     تو ديگر 

                  به ملکوت رسيدهای

بله به جز بد شانسی ناها ر که اگر تعريف کنم نه نمی کنم بعد خود شما اولين کسی هستی که می گی شکمو     


 
 
(ia)
نویسنده : samira karami - ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/٩