خودی ات

اطلاع رسانی فعالیت های ادبی من

 
 
نویسنده : samira karami - ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱٢
 

خیلی وقت ها پیش اومده که شروع کنم به نوشتن شعرو دستم بی خواست من جلو رفته

دلم گرفته

دلم گرفته

دلم گرفته

به ایو ان می روم

ودستم را 

برپوست کشیده شب می کشم

چراغ های رابطه تاریکند

کسی مرا به مهمانی آفتاب نخواهد برد

این یعنی افسردگی یا دلمردگی یا دل گرفتگی   یاسکوت  یا بی کلمگی  یا همه ی اینها وقتی دست به دست هم می دهند .