خودی ات

اطلاع رسانی فعالیت های ادبی من

 
 
نویسنده : samira karami - ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٦
 

شعری از من در صفحه شعر روزنامه فرهیختگان

26 بهمن 92

هر پاشنه را که از هر صفحه مشروطه ی ایرانی
برمی داشتم
باید
به صفحه بعدی میگذاشتم
که از پیاده رو صدای "دتر هکته مه"
خم شدم
لهجه ات را ببوسم
تو پشت پرتقالها و شالیزارها و زارها و زاری ها بودی
تو پشت پشته ای از چروک
دور بودی دور
پشت کردم ، پیش رفتم، فرو تا پاشنه
در گل و لای
لای تاریخ و میراز و کوچک و جنگل
"دتر قشنگم"
که ماهی ها روی میز های ساطوری زنده بودند
خزر را در هوا نفس نفس می زدم
و تاریخ به قتل های زنجیره ایش
اعترافمان میکرد
عرف میشدیم
همه، تعارفمان بود
که همهمه شود
یک تیغ به رگ کاشان
و گلوله ی از میرزا رضا
از صفحه ی بعدی صدای توپ می اید
"بزن صفحه بعد"
را نمی زنم و
صفحه بعدی
و بعد را
ولی این فعل ها
بعید نمی شوند
دوباره سر می زنند