خودي ات


+ تخليه عمومی

 

گفتاری بر مجموعه شعر تخلیه عمومی فریبا فیاضی

شعر هجوم  سازمان یافته و آگاه به زبان هر روزه است .و گریز از فرم های معمول گفتار .بدونه سرپیچی از قاعده های زبانی شعر وجود نخواهد داشت.باید اتفاق های زیبایی شناسی در بستر این پیچیدگی ها با خلاقیت شاعرانه بیامیزد تا به لذت مخاطب برسیم.

از ویژگی های هر شعری این است که جایی خود شاعر است و در جای دیگر بازتاب خوانده های شاعر که در شعر می اید .و شاعر تنها وقتی قدم هایی نهایی شعر را طی می کند می تواند تمام خودش باشد.پس گفتار راجع به این مجموعه را به سمت شاعر می برم جایی که فریبا فیاضی شروع به حرف زدن می کند نه خوانده های و داده های شعری فریبا اگر چه شاعر ممکن است خود از سطرهایی لذت ببرد که درین جا من با این توضیح از بحث حذف کردم.مثلا در صفحه ی اول اولین شعر مجموعه که با قافیه ی که چی؟باکی؟پرت می شوم به فضای نامجانس علی عبدالرضایی که البته این شکل قافیه های تند چندان هم گیرا نیستند وشاید تنها کسی که لذت می برد خود شاعر است.اما جایی که خود فیاضی شروع به حرف زدن می کند گونه ای نوین از زن مدرن را می بینیم که بی پروا به واکاوی خود می پردازد(چه می شود کرد؟/وقتی از همیشه زیباترم)یا وقتی که می گوید(زنهای برای زیبایی اتفاق رخ داده اتفاقی نیستند/من زیبا نیستم /دختر دیگری اتفاقی شده)که در همین چند مصرع چند اتفاق زیبایی شناسی مو جود است ابتدا زیبایی هایی که به جای اینکه اتفاق بیفتند رخ می دهند تا از رخ بهار دیگر به زیبایی برسیم و همین تناسب اتفاق و رخ دادن  و هم اینکه وقتی می گویید دختر دیگری اتفاقی شده بلافاصله اسم شعر بعدی دختر دیگریست فرزانه مرادی ارجاعی بیرونی به زندگی شاعر ایا اینجا مابا فرزانه مرادی به  شخصیتی که شاعر از خود به او پناه می برد می رسیم یا نه این یک حرکت عینی ست به سمت مخاطب و اولین مخاطب که دوست شاعر یعنی فرزانه مرادی یا نه این یک ارجاع بیرونی به وا ندادن شاعر به خودش است ؟

 

درین مجموعه ما با حرکت درون سطرها    به شعر نمی رسیم اما زیستن لای خطوطی که ناگهان از دست وزبان شاعر رها شده و با واقعیات زندگی همخوان می شوند به تنهایی از نوع دنیای امروز می رسیم(به اغوشم بیا امروز ....من سمت توام هنوز /سمت تخت /چسبیده به ملافه/ازینجا دوستان زیادی رفتند)اینجا به سادگی به جایی اتفاق های زبانی مدرن ما با یکتنهایی مدرن یک انسان مدرن روبرو هستیم نه یک بازی مدرن که در صفحات دیگر مجموعه به ازار مخاطب بر می خیزد.چرا واقعیتهایی زیبای بی پرده پشت هاله های پیچیده و بیهوده (تاکید می کنم  بیهوده ) کلمات رسوب می کنند چرا شعر امروز ما باچرک کردن عبارتها  مثل (خواهم خواست رفتن/دارم از یاد رفته می شوم /ما همه ملحق می شویم من اما نا کام)با مرگ شعر خود به تماشای خود درگیر شده با کلمات بیهوده می نشیند و قطعا لذت می برد لذتی در تنهایی .ایا لذت امروز غاز مرگ زیبایی ست؟برای مصداق آوردن به شعرهای همین مجموعه برمی گردم وقتی شاعر می گوید(انجمنی برای عرضهی شعر نمانده /نخوانده مانده ام/وحشی اهلی من است ....من مشغولیت دیگری جز سر گرم کردن زبان نداشتم /چه می شود رفت/وحشی اهلی من است)

فریبا فیاضی از ایجازی بسیار قوی در جملا ت بهره گرفته مثل (از من نرو بی دیگری )در گیر در وقتی که می گردید کرده بود).

نویسنده : samira karami ; ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٩ امرداد ،۱۳۸٦
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک