کاغذها را روی صورتم انداخته ام

و کلمه ها می چرخند

تو  تنهایی را بغل می کنی

من به خسته ام  چنگ می زنم

دلم باران می خواهد

حب اب  های    کلمه ها

                                      حب اب  های  کلمه  ها

من میز  می خواهم

دراز کشیدن در بعد از ظهر اداره ای مسموم

و از لای پنجره ی نیمه بسته

             سیگاری که  پوکهایش را

                                                         باد می کشد

از لای ایینه لبهای سفیدی که دیگر جز لیوان

                                        چیزی نمی شناسند

 انگشتان تو  که تا اخر در موهای بی حوصلگی ات نفس می کشند

رفتن را با خودت می بری

من کیف جامانده ات را بر گشتن می دانم

و فراموشی را بر نگشتن

کیف جا مانده فراموشی را می برد

بلند می شوم می روم  با کلاغها از غروب رد شوم از تاکسی تا صندلی تاکسی دیگر تا تاکسی دیگری ....تا دیگری  لگد می کند تنهایی ام را می بخشد خودش را پاکم می کند از تکان می خورم .لباسم درد میگیرد

به حب اب های ببخشید خواهش کنید بروید و از شما صدایتان بماند 

لباسم درد می کند

 خانه می روم واز من در خیابان

 رفتن می مانند

/ 8 نظر / 8 بازدید
شهلا اوکی

سلام باز هم عالي بود نوشته هات خيلي صميمي هست می خواستم دو تا خواهش ازت بکنم اول> محتوای این آدرس رو کلا بزاری تو وب سایتت آدرس اینه http://www.bazareroz.com/page.php?pageid=Link5.htm دوم> منو لینک کنی WwW.BazareRoz.Com بعد از این کارها بیای تو سایتم در قسمت تماس با ما آدرس وب سایتتو بدی بهم منم لینکت کنم راستی اگه خواستی منو ادد کن ShahlaOk يه وسيله برات گذاشتم بهم سر بزني منتظرتم موفق باشي يا علي ^^^^^^^^^ °°°°°°°°°°°° |/° منو°°°°°°°°° |_/° °°لینک °°°°° |__/° °° می کنی ؟ |__/° °°°°°°°°°°° |___/° °°°°°°°°°°°°|_____/° °°°°°°°°°°°°|______/° °°°°°°______|_______________ ~~~~/__ بيا اينم وسيله حالا ديگه_\~~~ ~~~~~/ _ميتوني منو لینک کنی _\~~~~ ,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨`*•~-.¸..... آیدی من ShahlaOk

فريدقدمی

مرسيس رفيق! کار ت حال داد ولی بايد بگم که درگير نوستالژی هستی بد جوری!

رضا

سلام سميرای هميشه سميرا.اين چی بود؟قطعا شعر نمبود قدرت تو در نوشتن بود نه شعر .....ارشد می خونددی دیگه فوقت تموم شد؟رفتی سر کار؟

نرده ها

سلام سميرای خوب . مدتهاست دلم ديدنت رو می خواد . بلند می شوی می روی با کلاغها از غروب رد بشوی از تاکسی تا کسی ديگر... چقدر هم لحظه ام با تو بی انکه ببينمت ... می خونمت مشتاقانه.../ بمون . شاعر.

نرگس

سلام.دانشگاه تهرانم .کتابخونه مرکزی بيا بهم سر بزنم .می خونمت....(

فريبا فياضي

سلام سميرا.

نرگس رها

فقط سلام.