ديگر خودم را با خودم تنها نمی گذارم

از تو در من افتاده خون ريزی ام 

 ما دو نا مساوی بوديم که   تو در من بيشتر از من در تو

من  مکعب های مربعم را می خواهم

من مکععب های مربععم را گم کرده ام

من مکععبهای مربعم را گم کردم

من  مکعبهای مربععم را گم کردم

پاييزهنوز  سیگار برگ می کشيد

من با مکعبهای مربعم هميشه خاطر ه ای را در بی شکلی بازی از خودم می سا ختم


 


وخودم را از دهان مه نفس می زنم

 مردم تکه های رنگی متحرکی   که در  قوطی هايشان تمام می شدند


من لای انگشتهای تو هم تمام نمی شدم


بخار باقی مانده دو تنفس شد ه ام 


 دوستانم را با اسم تو صدا می زنم (در خودم)


                             صدا نمی زنم 


اينکه دستهای تو را از دست دادم از خودت را نه

هنوز جنازه ای متورم از ابهای تو                                                                          هنوز بالا نياورديم


من مکعب های مربعم را گم کردم


زاويه ها را انقدر جويده ام که انحنا شده اند 

همه چيز ريخته از زير پايم 

                                           اينکه نمی افتم از بی عميق همه چيز است


                                                    و از  گذشته ای که  اتفاق نيفتاده ست 

/ 30 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
elham

سلام سميرا. شعرت رو ميخونم.

ترانه جوانبخت

سلام. از اشعارتون خوشم اومد: دنیا برای از دست دادنم دو دست کم اورده است/چقدر با هم ها که به هم نمی رسد/ما دو نا مساوی بوديم که تو در من بيشتر از من در تو . به من سربزنيد. دوست دارم بيشتر با شما آشنا بشم.

سعید احمدزاده اردبیلی

نخستين جشنواره‌ی شعر دانشجويان استان اردبیل از تاریخ 29 تا 30 آذر ماه 1383 در شهر اردبیل برگزار می شود. این جشنواره در سه بخش برگزار می‌شود. ۱-بخش آزاد :شعر فارسی که در دو غالب نو و کلاسيک داوری می‌شود . ۲- بخش ويژه : شعر ترکی که صرفن در غالب نو داوری می‌شود. ۳- بخش جنبی : بررسی‌ی شعر بعد از جنگ. داوران جشنواره: شعر نو فارسی:حافظ موسوی٬ رضا چايچی٬عليشاه مولوی٬ مظاهر شهامت . شعر کلاسيک فارسی : کاظم نظری بقا. شعر نو ترکی : صالح عطايی. دبير جشنواره : آيدين ضيايی. مجری جشنواره: سعيداحمدزاده اردبيلی. ضمنن برای آشنایی میهمانان با اشعار غیر دانشجویی استان ، شاعرانی چند از استان ، يکشنبه 29 آذر از ساعت ۵ تا ۷ عصر در محل سینما سبز اردبیل شعرهایی از مجموعه تجارب خود را قرائت خواهند کرد.

فروهر

سلام . چقدر انگشت لای شعرهات هست .راستی مگر نمی گفتی (از اون حرفهای ازرمی بود یا ازرم وارانه بود)که شعر نبايد حفظ بشه يا در حافظه بمونه... پس ؟! ... /در ضمن کجايی -سری هم نمی زنی .هرجايی نیستی موقف باشي.

MOHSEN

بعد مدت ها چسبيد . به نظر من کار خوبی بود .

حامد

چه عجيب! هرجا عنصر تخت بود مرا خوش آمد به خصوص آنجا كه كاش دنيا تختخوابي بود كه غلتت مي زدم. پاينده بي.

elham

جا ماندم... برگرد و از اول بر ريشه های ام اين سطر ها را تکرار کن

Ahmad Parhizi

پيروز مثل آينده...